یه مشت حرفهای نگفته. . .

ترکید مثل یک بادکنک...
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۳
 

حس عجیبی دارم.
مثل یک حباب.
حس قشنگ و پیچیده ی مسافری بی مقصد.
مثل ادمکی در یک جمله ی نا تمام که نویسنده نمی داند,
یا نمی خواهد,
یا نمی تواند,
جمله اش را تمام کند.
حس معلق بودن.
من برنده ام؟ من بازنده ام؟
...
هرچند می دانم اگر تمام هم شود باز ادامه دارد.



 
comment نظرات ()
 
فکر می کنی...5سال دیگه یاد چند روز پیش حداقل بیفتیم؟
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۱
 

یکدفعه بگیم تولد 20سالگیت یادته؟!
یادته از ساعت 12ظهر خونتون بودم تا 3بعدازظهر فرداش؟
یادته تا 5صبح بیدار بودیم؟!
یادته از خنده اشک تو چشامون جمع شده بود؟
کیک و نوشابه و چیپسایی که خوردیم چی؟
یادته اصلا نمی دونستیم چیکار کنیم؟
ساعت3صبح هنوز داشتیم فیلم می گرفتیم و عکس...
وقتی هم 2نفری با یه پتو خواستیم بخوابیم.سعی کردیم به اینکه سردمونه فکر نکنیم!یادته؟
5سالی هست که همدیگرو می شناسیم...
اولین جمله یادته؟ اسم تو هم هدی است؟؟؟؟
فکر می کنی تا چند سال دیگه این خاطره ها یادمون بمونه؟
فکر می کنی...
اصلا به این چیزا فکر می کنی؟
بگذریم...
بازهم تولدت مبارک.
امیدوارم هیچوقت دلتنگ زیبایی های این لحظه ها نشیم..
.چون تا همیشه و هر روز حسشون خواهیم کرد.
نه.مگه؟


 
comment نظرات ()
 
اونقدر مظلوم و ساده است که مواظبشی...حتی مواظب افکارش.
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱
 

-صدای دریا چه ارام بخشه.
(گوشام سوت می کشه!)
-نسیم رو دوست دارم هوا چه خوبه.
(سرم داره از درد منفجر می شه.)
-می خندی...می خندم...راستی چقدر دوستت دارم.
(چشمام می سوزه... شنیدم برمی گرده!)
-بیا قدم بزنیم.
(می خوام تنها بدوم!)
-بغلم کن.
(Beat it)
-باشه؟
(عمرا!)
-هستی؟
(نمی خوام...حالا شکلات می خری؟)
-چایی؟
(دوست ندارم!اما با طمع هلو و دوتا یخ لطفا.)
One is not supposed do that.
(می خوام!می خوااام!)
Well what can one do.
(گوش کن.صدای دریا چه ارام بخشه...)
-!!!
(...)
****


-منو شناختید؟
-نه.بجا نمیارم.
-یه ذره فکر کنید.
-نمی دونم...شما خواهره...
-نه من خواهر نیستم.
-اهان.برادره...
-!!!

 
comment نظرات ()
 
چرخ جالبه.
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱
 
خیلی جالبه.

ماشین چرخ داره.
اتوبوس هم چرخ داره.
می چرخه...
همه چی چرخیه.
همه چی می چرخه.
زندگی یه چرخه.
برای همینه که می چرخه.
خدا کنه خوب بچرخه.
خدا کنه گیر نکنه چرخش!
یا یه وقت پنچر نشه!
اره...چرخ خوبه...
الهی که بمونه.

 
comment نظرات ()