یه مشت حرفهای نگفته. . .

بهانه
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٦
 
ساعت دو نیمه شب است.

از رختخواب گرمم بیرون می ایم.

پاهای برهنه را روی زمین سرد اشپزخانه می گذارم.

چشمهای نیمه بازم دنبال در یخچال می گردند.

دستهای خسته ام در یخچال را باز می کنند و ..شکلاتی.

 

ساعت دو نیمه شب است و شکلات بهترین بهانه برای بیدار شدن.


 
comment نظرات ()