یه مشت حرفهای نگفته. . .

sorry!
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱٦
 

دستانم با شتاب به طرف سینه ات دویدند

که اشک در چشمان ابیت حلقه زد.

ان لحظه ی سخت و درداور که دلم گرفت

عقلم هرگز به قلبم اجازه ی فکرکردن نداد..

 


 
comment نظرات ()