یه مشت حرفهای نگفته. . .

چرا به من شک می کنی؟من که منم برای تو...
نویسنده : هدی خانم - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٧
 

 وقتی نگاه هست...لبخند و حتی اشک چطور می توانم با سخنانم سکوت که تنها فاصله ی ماست را شکنجه دهم؟


 
comment نظرات ()